
اتحاد بریکس اکنون ۱۱ عضو دارد و برخی از بزرگترین اعضای رسمی، در یک سال گذشته بهصورت محسوس سهم خود در اوراق خزانهٔ آمریکا را کاهش دادهاند: چین حدود ۷۱٫۵ میلیارد دلار، هند ۴۴٫۵ میلیارد دلار، برزیل ۶۱٫۹ میلیارد دلار و عربستان ۹٫۶ میلیارد دلار کمتر کردند.
با این وجود، کل داراییهای خارجی در خزانهداری آمریکا افزایش یافته و بازارِ کلی این کاهشهای رسمی را بدون مشکل هضم کرده است؛ چون خریداران دیگر — بهویژه بازیگران خصوصی — جای فروش رسمی را گرفتهاند. بنابراین موضوع این نیست که «جهان در حال ردِ دلار است»، بلکه بیشتر این است که «برخی بانکهای مرکزی تنوع میکنند و خریداران دیگر وارد میشوند.»
در دادههای صندوق بینالمللی پول، سهم دلار از ذخایر جهانی کاهش یافته ولی بیشترِ این افت ناشی از تغییرات نرخ ارز (mark-to-market) بوده تا تغییرات واقعی در اولویتهای بانکهای مرکزی. طلا اما روشنتر است: بانکهای مرکزی در سالهای اخیر تقاضای زیادی برای طلا داشتهاند و طلا بهعنوان یک دارایی بدون ریسکِ طرفِ مقابل محبوب شده است.
سؤال این است که آیا این تغییرات رسمی، همراه با حرکت نرخ ارز و بازده واقعی، باعث میشود سرمایهگذاران خصوصی بیتکوین را بهعنوان پوششی در برابر بیثباتی پولی جدیتر بگیرند؟ جواب کوتاه: ممکن است، ولی هنوز قطعی نیست.
وقتی بازدههای واقعی پایین است، نگهداری دارایی بدون بازده مثل بیتکوین کمهزینهتر میشود و جذابیتش افزایش مییابد. وقتی بازدههای واقعی بالا میروند، سرمایهگذاران به داراییهای با بازده جذب میشوند و منطقِ پوشش ضعیف میشود. بنابراین تأثیر بر بیتکوین بستگی دارد به اینکه بازار افزایش بازده را چگونه تفسیر کند: نشانهٔ تورم یا نشانهٔ کاهش نقدینگی.
بانکهای مرکزی معمولاً ناپذیرفتنی بودن نوسان و نقدشوندگی را دلیل میآورند؛ مثلاً رئیس بانک ملی سوئیس بیتکوین را برای ذخیره نپذیرفته است. بهطور خلاصه، کاهشهای بریکس واقعی اما نسبی و همراه با افزایش کلی داراییهای خارجی است؛ طلایِ رکوردی و انگیزههای طولانیمدت از عوامل مهمیاند و نقش بیتکوین تاکنون بیشتر روایتی تا عملی بوده است.

ورود / ثبت نام




ثبت نظر